گت بلاگز شیپور ایران روزنامه خبر ورزشی اخبار ورزشی و نتیجه های مسابقات شیپور: ایران روزنامه خبر ورزشی اخبار ورزشی و نتیجه های مسابقات
خانه اخبار حوادث دخترهایم را کشتم چون مثل مادرشان بودند و زندگی مرد دیگری را خراب می‌کردند / اعترافات هولناک مربی بوکس

دخترهایم را کشتم چون مثل مادرشان بودند و زندگی مرد دیگری را خراب می‌کردند / اعترافات هولناک مربی بوکس

اکتبر 20, 2018 ۰ بازدید

مربی حرفه‌ای بوکس که در اقدامی هولناک دو دختر جوان خود را به همراه پدر و مادرزنش در منزل به قتل رسانده بود پس‌از 14 ساعت خود را به پلیس معرفی کرد.

اعترافات هولناک مربی بوکس: دخترهایم را کشتم چون مثل مادرشان بودند و زندگی مرد دیگری را خراب می کردند

عبارات مهم : زندگی

مربی حرفه ای بوکس که در اقدامی هولناک دو دختر جوان خود را به همراه پدر و مادرزنش در منزل به قتل رسانده بود بعد از 14 ساعت خود را به پلیس معرفی کرد.

به گزارش ایران؛راز این جنایت های فجیع در حالی فاش شد که دایی خانواده به دنبال تماس های بی پاسخ پدر و مادرش دلواپس شده است و به دنبال راهی جهت اطلاع از آینده آنها بود. شهرام می دانست پدر و مادر پیرش به منزل دامادشان رفته اند ولی هر چه با آنها و دو خواهرزاده اش تماس می گرفت بی فایده بود و کسی پاسخ نمی داد.

بشدت دلواپس شده است بود، چند روز قبل خواهرش با شوهرش سیروس دعوایش شده است بود و به حالت قهر به منزل او آمده بود. سیروس مردی عصبی و بد اخلاق بود و شهرام احتمال می داد اتفاقی رخ داده باشد. به ناچار با برادر سیروس تماس گرفت و از او خواست تا با وی تماس بگیرد و علت این ماجرا را جویا شود.

دخترهایم را کشتم چون مثل مادرشان بودند و زندگی مرد دیگری را خراب می‌کردند / اعترافات هولناک مربی بوکس

جنایتی که نیمه شب رخ داد

در حالی که تلاش شهرام جهت پیدا کردن اطلاعی از آینده پدر و مادر و دو خواهرزاده اش ادامه داشت، ساعت 3 بعد از ظهر چهارشنبه 25 مهر، سیروس به همراه مرد میانسالی به کلانتری 132 نبرد رفت. او زمانی که برابر افسر نگهبان قرار داده شد راز هولناکی را برملا کرد. مرد 47 ساله گفت: بامداد امروز دو دخترم؛ پدرزن و مادرزنم را به قتل رساندم.

مربی حرفه‌ای بوکس که در اقدامی هولناک دو دختر جوان خود را به همراه پدر و مادرزنش در منزل به قتل رسانده بود پس‌از 14 ساعت خود را به پلیس معرفی کرد.

ساعتی قبل برادرم با من تماس گرفت و سراغ آنها را از من گرفت. من هم گفتم که آنها را به قتل رسانده ام. برادرم باورش نمی شد، با او در خیابان پیروزی قرار گذاشتم و هنگامی که آمد او را به منزل ام بردم و اجساد را نشانش دادم. حالا هم به خاطر عذاب وجدان تصمیم گرفتم که خودم را به پلیس معرفی کنم.

به دنبال اظهارت مرد میانسال، او به همراه مأموران کلانتری راهی منزل اش که واحدی 120 متری در طبقه اول یک آپارتمان در یکی از خیابان های نبرد جنوبی بود شدند. با ورود مأموران به محل و مشاهده اجساد خونین 4 قربانی عنوان به بازپرس کشیک قتل و تیم تحقیق اعلام شد. با حضور تیم تحقیق در محل اتفاق آنها با جسد خونین دو دختر جوان و مرد و زن 79 و 70 ساله ای مواجه شدند که با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده بودند.

سرهنگ ظهیری- مدیر پلیس پیشگیری پایتخت کشور عزیزمان ایران بزرگ – در رابطه با این خبر گفت: با تکمیل تحقیقات، متهم به دستور بازپرس جنایی در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت قرار داده شد و بررسی ها در این خصوص ادامه دارد.

گفت و گو با متهم

دخترهایم را کشتم چون مثل مادرشان بودند و زندگی مرد دیگری را خراب می‌کردند / اعترافات هولناک مربی بوکس

مرد 47 ساله مربی بوکس است او دو دختر و پدرزن و مادرزنش را کشته و حالا دستبند بر دست رو به روی افسر پرونده نشسته و از شرح این جنایت می گوید:

چرا دست به چنین جنایتی زدی؟

همسرم دو هفته پیش قهر کرد و از منزل رفت. من و دو دخترم در منزل بودیم. عصر روز سه شنبه پدرزن و مادرزنم جهت میانجیگری و سرکشی به اوضاع فرزند ها به منزل ام آمدند. ساعتی نگذشته بود که با مادرزنم بحثم شد. همان حرف و حدیث های همیشگی و دخالت های بیجا و طرفداری از دخترش. عصبانی شدم و تصمیم گرفتم که آنها را به قتل برسانم.

مربی حرفه‌ای بوکس که در اقدامی هولناک دو دختر جوان خود را به همراه پدر و مادرزنش در منزل به قتل رسانده بود پس‌از 14 ساعت خود را به پلیس معرفی کرد.

قتل ها را چطور انجام دادی؟

مقدار زیادی قرص خواب آور خریدم. بعد از برگشت به منزل شیرموز درست کردم و داخل آن داروی خواب آور ریختم.دخترانم در اتاقشان در حال درس خواندن بودند و پدرزن و مادرزنم داخل پذیرایی بودند. کم کم خوابشان گرفت میهمان هایم داخل پذیرایی رختخواب پهن کردند و خوابیدند.

دخترهایم را کشتم چون مثل مادرشان بودند و زندگی مرد دیگری را خراب می‌کردند / اعترافات هولناک مربی بوکس

در این مدت من به ظاهر مشغول دیدن تلویزیون بودم و زمانی که مطمئن شدم به خواب رفته اند به آشپزخانه رفتم و چاقوی دسته زرد رنگ بزرگی را برداشتم. ابتدا به سراغ دختر بزرگم- سولماز – که 19 سال داشت ودانشجوی حقوق بود رفتم. می خواستم او را خفه کنم که بیدار شد و مجبور شدم با چاقو او را بکشم.

دختر کوچکم – ساناز- که روی تختش خوابیده بود با سرو صدای ما بیدار شد او هم مقاومت کرد ولی درنهایت او را هم کشتم. بعد به سراغ پدرزنم – سبزعلی- رفتم بعد از قتل وی مادرزنم- بمانی- را نیز با چندینه ضربه چاقو کشتم.

این جنایات چقدر طول کشید؟

شاید نیم ساعت، زمانی که قتل ها تمام شد به ساعت دیواری که نگاه کردم ساعت یک بامداد را نشان می داد.

بعد از قتل چه کردی؟

خیلی تشنه ام شده است بود به سراغ یخچال رفتم و دو بطری آب و کمی میوه خوردم. بعد از آن هم به بالای سر دخترهایم رفتم و تا ساعت 6 صبح گریه کردم.

چرا دخترهایت را کشتی؟

دخترهایم را کشتم چون مادرشان الگویشان بود. می دانستم که در آینده مثل مادرشان خواهند شد و زندگی مرد دیگری را مثل من بهم می ریزند. مادرزن و پدرزنم را هم به خاطر دخالت هایشان به قتل رساندم. مخصوصاً مادرزنم که با دخالت هایش زندگی ام را بهم ریخته بود.

از چه زمانی با همسرت مسئله داشتی؟

4 سال است باهم مسئله شدید داریم، مدام سر کوچک ترین موردی قهر می کرد. اصلاً باهم تفاهم نداشتیم.

 آخرین بار سر چه موضوعی همسرت منزل را ترک کرد؟

دو هفته قبل بود که همسرم به منزل آمد متوجه شدم شیشه خودرواش را باز گذاشته است خیلی عصبانی شدم و سر همین عنوان باهم بحثمان شد و کتک کاری کردیم. او هم قهر کرد و به منزل برادرش رفت.

در این مدت با همسرت تماس نگرفتی؟

نه ولی می خواستم او را هم به قتل برسانم. ولی از آنجایی که منزل برادرش بود و من با برادرش اختلاف داشتم به سراغش نرفتم.

چه شد که تصمیم گرفتی خودت را معرفی کنی؟

بعد از گریه بالای سر فرزند ها، ساعت حدود 7 صبح بود که از منزل بیرون زدم. بی نشانه در خیابان ها پرسه می زدم تا اینکه برادرم با من تماس گرفت. او گفت برادر خانمم به او زنگ زده و از آنجایی که پدرزن و مادرزنم پاسخ تلفن هایش را نداده بودند دلواپس شده است بود. به برادرم گفتم که آنها را کشته ام. بعد هم با برادرم به کلانتری آمدیم و خودم را معرفی کردم.

شغلت چیست؟

کار مهم ام خرید و فروش موتورسیکلت هست. ولی از 25 سال قبل در رشته ورزشی بوکس حرفه ای کار می کنم و مربی هم هستم.

واژه های کلیدی: زندگی | معرفی | اخبار حوادث